پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود
فال امروز ما هم این آمد
| پیش از اینَت، بیش از این، اندیشهٔ عشاق بود | مِهروَرزی تو با ما شُهرهٔ آفاق بود | |
| یاد باد آن صحبت شبها، که با نوشین لبان، | بحثِ سِرّ عشق و ذکر حلقهٔ عشاق بود | |
| پیش از این کاین سقفِ سبز و طاقِ مینا برکشند | مَنظرِ چَشم مرا ابروی جانان طاق بود | |
| از دمِ صبحِ اَزَل تا آخِر شام اَبَد | دوستی و مِهر بر یک عهد و یک میثاق بود | |
| سایهٔ معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد؟ | ما به او محتاج بودیم، او به ما مشتاق بود | |
| حُسن مَهرویان مجلس گرچه دل میبُرد و دین | بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود | |
| بر در شاهم گدایی نکتهای در کار کرد | گفت: «بر هر خوان که بنشستم خدا رزّاق بود» | |
| رشتهٔ تسبیح اگر بُگسست معذورم بدار | دستم اندر ساعد(دامن) ساقی سیمینساق بود | |
| در شب قدر ار صَبوحی کردهام عیبم مکن | سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود | |
| شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خُلد | دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود |
بیان دیدگاه